تبليغاتX
پریشانی آرام
 چندین وقت بود که می خواستم شروع کنم. وبلاگ نویسی رو میگم! اما نمیشد ، نمی تونستم ، نمی دونم چرا ! شاید چون نمی دونستم که چی باید بگم ...
یه دوستی ـ که خیلی هم دوستش دارم ـ میگفت : خیلی از وبلاگ ها تخصصی شدن ، تو هم از کارت بگو ، از تجربه هات، از تخصصت از... نگفتم به دوستم که : از همه اینها خسته شدم!
خیلی وقته ...

امروز روز *هشتم* ماه مبارکه ، از ماه رمضون *هشت* روز گذشته
یا *امام رضا* .... 
امروز *آقای مهربون* بهانه ای شد برا ی یه شروع دیگه ... پس :

بسم رب *الریوف*

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 12:58  توسط پریشون |