![]() |
![]() |
|
|
چندین وقت بود که می خواستم شروع کنم. وبلاگ نویسی رو میگم! اما نمیشد ، نمی تونستم ، نمی دونم چرا ! شاید چون نمی دونستم که چی باید بگم ...
یه دوستی ـ که خیلی هم دوستش دارم ـ میگفت : خیلی از وبلاگ ها تخصصی شدن ، تو هم از کارت بگو ، از تجربه هات، از تخصصت از... نگفتم به دوستم که : از همه اینها خسته شدم! خیلی وقته ... امروز روز *هشتم* ماه مبارکه ، از ماه رمضون *هشت* روز گذشته بسم رب *الریوف* |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 12:58 توسط پریشون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
میگن توی این دنیا هر عسری یه یسری داره ... من هم منتظر یسرم ! شاید من هم آرام شدم... آرااام
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 مهر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
رهپویان وصال صبح وصال بازمانده تنها داداش چتر شهید کاوند ماورای سکوت روزگاری نو ماه نا تمام دنیای راه راه دیده بان |
|
RSS
|